تبليغاتX
دوستی

دوستی

عید قربان

www.toppatogh.com | کارت پستال زیبا برای عید قربان

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 9:38  توسط من  | 

سنگ

برای من
دوست داشتن
آخرین دلیل دانایی است
اما هوا همیشه آفتابی نیست
عشق همیشه علامت رستگاری نیست
و من گاهی اوقات مجبورم
به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم
چقدر خیالش آسوده است
چقدر تحمل سکوتش طولانی ست
چقدر ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 12:0  توسط من  | 

ماه مهمانی خدا

HyperLink

ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت
کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز
باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 12:11  توسط من  | 

میلاد حضرت صاحب الزمان (عج) مبارک باد

 ولادت حضرت مهدی مبارک باد

میلاد باسعادت خاموش کننده ظلم و ستم و رهایی دهنده بشر حضرت مهدی ( عج ) بر همه شما دوست داران عدالت خجسته باد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 9:58  توسط من  | 

اندیشه

پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود . تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود . پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد : پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم . من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد. من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي . دوستدار تو پدر
پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد : پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام . 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران اف بي آي و افسران پليس محلي ديده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند . پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم.

نتيجه اخلاقي هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصميم به انجام کاري بگيريد مي توانيد آن را انجام بدهيدمانع ذهن است . نه اينکه شما يا يک فرد، کجا هستيد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 10:34  توسط من  | 

زندگی

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیک کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر…

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 10:30  توسط من  |